تبليغاتX
تنهایی
تنهایی
سوسولا

 

  ترا قسم به حقیقت

ترا قسم به حقیقت ترا قسم به وفا

ترا قسم به محبت ترا قسم به صفا

ترا به میکده ها و ترا به مستی می

ترا به زمزه جویبار و ناله نی          

ترا به چشم سیاهی که مستی می آموزد

ترا به آتش آهی که خانمان سوز است

ترا قسم به دل و آرزو به رسوایی

ترا به شعله عشق و ترا به شیدایی

ترا قسم به حریم مقدس مستی

ترا به شور جوانی ترا به این هستی

ترا به گردش چشمی که گفتگو دارد

ترا به سینه تنگی که آرزو دارد

ترا به قصه لیلا و غصه مجنون

ترا به لاله صحرا نشسته اندر خون

ترا به مریم خاموش و سوسن غمگین

ترا به حسرت فرهاد و ناله شیرین

ترا به شمع شب افروز جمع سر مستان

ترا به قطره اشک چکیده در هجران

ترا قسم به غم عشق و آشنایی ها

دل چو شیشه من مشکن از جدایی ها

 




نوشته شده تنها در ساعت خیالی : تنها


 

 

سلام خدمت دوستان گلم  امدم تا بگم اموزش من تموم شد    فقط دعا کنین  بیافتم شهر خودم بعد همیشه هستم و می تونم هر هفته آپ کنم و از همه ای دوستام تشکر می کنم که من فراموش نکردن  

 

کاش امتداد لحظه ها تکرار با تو بودن بود

 

اینم یه عکس آشخوری

فدای همتون




نوشته شده تنها در ساعت خیالی : تنها


 

سلام بچه ها " خوبین همتون؟

امیدوارم که خوب باشین

 

میگن هر سلامی یه خداحافظییی داره! چند وقت پیش بود من تو این وبلاگ سلام کردم و گفتم میخوام تا همیشه اینجا بنویسم.

فکر کنم حدود سه سال میشه ، الآنم اومدم که سلام کنم ، بعدشم برا دو سال بای

سلام دوستای بامرامم

سلام کسایی که برام مهم بودین

سلام کسایی که دوستون داشتم

سلام کسایی که برا غم تون گریه کردم

این دفعه زیاد طول نکشید زود اپ کردم  اخه با دفعه های  دیگه فرق داره

با همیشه فرق داره  این دفعه دیگه خنده رو لبام نیست این دفعه دیگه نمی خوام

خاطره  یا شعر یا عکس یا همه اون مسخره بازیای احمقانم رو تکرار کنم

می خوام خدافظی کنم شاید حرفام طولانی باشه  اگه حوصلت سر میره که میدونم میره  نخون فقط بدونین پویا۰۰۷  برای یه مدت  از  دنیای شما رفت ، اولش که میخواستم برا همیشه برم اما دلم نیومد که  برم و بر نگردم ، یعنی نتونستم.

 شما ها دوستش بودین

یه روزی اینجا رو ساختم به امید اینکه تا زنده ام  توش بنویسم 

یه روزی اینجا رو ساختم  به امید اینکه توش حرف بزنم  یه عده رو به عنوان  رفیق

تو یه دنیای دروغکی ولی دوست داشتن واقعی باهاشون حرف بزنم و درد دل کنم

قبل اینکه اینجا رو بسازم و توش بنویسم با این دنیای بی رحم اشنا بودم

 تویی که خیلی وقته رفتی و فراموشم کردی

ولی هنوز تو یادم موندی حالا دارم میبینم که نتیجش فقط یه قلب شکستس یه نفر لهش نکرد انگار هر کی از راه می رسید باید لهش میکرد.

خیلی سخته دل بکنم ولی  برای دو سال باید برم

شما ها هم فراموشم نکنین از تو لیست دوستاتون پاکم نکنید چون بر میگردم

دلم برا همتون تنگ میشه ولی حیف که ..........   

.

.

یه کسایی بودن که از اول باهام بودن  و همیشه مهربونیشونو  حس کردم

ولی  باید یه مدت برم و تمومش کنم اینجا دیگه جای موندن نیست 

هیچوقت فراموشتون نمیکنم

هیچکدوم از یادم نمیرین از هر کدومتون دنیایی خاطره دارم دلم براتون تنگ میشه

ولي محبتاتون اينقدر زياد بودن كه ترسيدم اسم ببرم ازتونو اسمه يكي جا بمونه و من شرمندش شم..

نميخواستم اين دمه آخري ازم دلخور شين...بچه ها از همه ي همتون ممنونم...همتون حتي اگرم شده يه بارم اومديد پيشم اگه هم نيومديد هميني كه گذاشتيد باشم در كنارتون خودش لطفه خيلي بزرگيه برا همين از همتون ممنونم

 

بچه ها حلالم كنيد...اگه يه بار چيزي گفتم كه از دستم ناراحت شديد ببخشيدم . .باور كنيد اگه چيزي گفتم هيچ قصدو منظوري نداشتمو اون حرفو از رو شوخي گفتم..ميگن بخشش از بزرگتراس..منم که كوشيكترينتون بودم..پس ترخدا ببخشيدم...

هيچوقت خودتونو ... خوبياتونو ... لطفتونو .. محبتتونو . . فراموش نميكنم ....امروزم فك كنم ميره جزوه اون روزائه تلخه زندگيم كه هيچوقت نتونستم فراموششون كنم

و در آخرم براتون آرزويه موفقيت ميكنم..اميدوارم به هر چي كه ميخوايد برسيد

مثه يه خواهرو برادر همتونو دوس داشتم....هميشه به يادتونم

 

مواظبه خودتون خيلي باشيد

اخ که چقدر سخته بهتون بگم خدافظ 

 

اما  باید بگم که

برای دو سال خداحافــــــــــــظ

البته مرخصی هام میام آپ می کنم

دوستتون دارم  تا ابد

 

 

 

اين‌جا كسي نيست.

و هرگز نيز كسي نبوده است!

 

من دوباره از اينجا گذر نخواهم كرد.

مرا به خاطر بسپار.

شايد براي خاطر تو

          روزي برگشتم.

 

 

كسي نيست.

اين‌جا هرگز كسي نبوده است.

و پشت پنجره

            - تنها-

پرده‌هاي بيدزده

تاب مي‌خورند.

 

 




نوشته شده تنها در ساعت خیالی : تنها


 

  این یکی نه ولی دفعه ی بعد آخرشه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نابينا به ماه گفت : دوست دارم

ماه گفت چطوري ¿ تو که نمي بيني

نابينا گفت : چون نمي بينمت دوست دارم

ماه گفت چرا ¿

نابينا گفت: اگر ميديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا نمي بينمت عاشق خودت هستم

 

 

آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم

آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم

آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد

آموخته ام ... که نمی توانم احساسم را انتخاب کنم، اما می توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم

آموخته ام ... که همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستید

آموخته ام ... که کوتاهترین زمانی که من مجبور به کار هستم، بیشترین کارها و وظایف را باید انجام دهم

 




نوشته شده تنها در ساعت خیالی : تنها


 

 

فكر كردم اسمان را مي توان تسخير كرد

آب اقيانوس را با اآه خود تبخير كرد

فكر كرم رفتنت را مي توان از ياد برد

هيچ دانستي ؟

دلم را رفتن تو پير كرد

 

 

 

ميگي عاشق باروني

                                         ولي وقتي بارون مياد چتر ميگيري رو سرت!

ميگي عاشق گلي

                                           ولي وقتي گل مي بيني تو باغچه اونو از ريشش جدا ميكني!

میگی عاشق پرنده ای

                                           ولی اونو تو قفس زندونی می کنی !

 

چطور انتظار داري نترسم وقتی میگی عاشق منی ؟؟؟؟؟؟                

 

 

براي هميشه امروز دور اسمت خط كشيدم

 

با همه بدي و خوبي ديگه از تو دل بريدم

 

تو برام فقط يه خوابي كه تو چشمام خونه داره

 

تويي اون قصه ي كهنه كه برام فايده نداره

 

دلم عاشقت نمي شه اينو خوب بدون هميشه

 

كه من از آهن و سنگم ولي تو از جنس شيشه

 

راه ما با هم يكي نيست ما زمين و آسمونيم

 

برو از دلم جدا شو نمي شه با هم بمونيم

 

برو با خاطره ي خوش از من خسته جدا شو

 

اينه تقدير من و تو گر يه بسه بي صداشو

 

 

اوني كه يار تو بود

 

 اگه غم خوار تو بود

 

 قلبشو پس نميداد

 

دل به هر كس نميداد

 

 

دل ميگفت مقدسه

 

عشق اون برام بسه

 

 از نگاش نفهميدم

 

 كه دروغه هوسه

 

 

غصه خوردن نداره

 

گريه كردن نداره

 

به يه قلب بي وفا

 

 دل سپردن نداره

 

 

آخرقصه چي شد

 

 قلب اون مال كي شد

 

اون كه از من پر گرفت

 

چي مي خواستيم و چي شد

 

 

 اون كه عاشق تو بود

 

 اگه لايق  تو بود

 

 تو رو تنها نميذاشت

 

 با خودت جا نمي ذاشت

 




نوشته شده تنها در ساعت خیالی : تنها

RSS

JavaScript Codes height='40' border='0'>